قربانعلی عرب

قربانعلی عرب

شهرت :

قربانعلی عرب
تاریخ وفات :
1336/01/01
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 فرزند محمدابراهیم، در سال1336ش به دنیا آمد. در دوران انقلاب علیه رژیم پهلوی حضوری فعال داشت و در راهپیمایی ها و فعالیت های انقلابی و همچنین ساختن مواد منفجره شرکت داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی و با پیدایش اشرار و گروههای ضدانقلاب و منافقین در کردستان طی یک دوره آموزش نظامی به کردستان اعزام شد. با شروع جنگ تحمیلی به همراه گردان مسلم به دارخویین رفت. استعداد عجیبی در مسائل نظامی داشت.

وی در آزادسازی خرمشهر از عناصر اصلی و ارکان مهم عملیات بود. شهید خرازی او را مالک  اشتر لشکر می دانست. به خاطر خصلت های ذاتی زیبایی که داشت در حلقه یارانی چون مصطفی ردانی پور، رضا حبیب اللهی و رضا رضایی قرار گرفت. عرب که شاید دوست داشتنی ترین رزمنده دفاع مقدس باشد در عملیات طریق القدس فرمانده گردان شد و پس از آن تا زمان شهادت مورد اعتمادترین فرمانده در لشکر امام حسین علیه السلام بود که حسین خرازی لحظه ایی دوری او را نمی توانست تحمل کند. وی که به خاطر تکیه کلامش به «آقای گل» معروف بود از معدود کسانی بود که با شهادت خود، اشک حاج حسین خرازی را درآورد.

سرانجام یک بار که برای سرکشی و رسیدگی به اوضاع و وضعیت دشمن به خط مقدم رفته بود در تاریخ 12/2/1364ش در ادامه عملیات بدر و حفظ و پاکسازی منطقه در شرق دجله جاده خندق (پد چهار) به شهادت رسید و پیکر پاک وی در قطعه بدر، ردیف5، شماره1 به خاک سپرده شد.

در قسمتی از وصیت نامه او آمده است: «خداوندا، تو را شکر می کنم که مرا در عصری قرار دادی که رهبر آن پرچمی را برداشته است که حسین علیه السلام برداشته بود».

اخلاص او زبانزد خاص و عام بود، اگر نماز جماعت نبود به هر کس ایستاده بود، اقتدا می کرد و اعتقاد داشت که آنها لیاقت پیش نمازی را دارند، اگر اشتباهی می دید با هر درجه ای که بود تذکر می داد. وی پیش از شهادت شبی  در عالم رویا حضرت محمدصلی الله علیه و آله را به خواب می بیند و در حالی که از شهادت دوستان خود ناراحت بوده به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض ارادت می نماید و می-گوید: «تمام دوستان من شهید شدند و من هنوز زنده ام، چرا من شهید نمی شوم؟» در جواب می فرمایند: «شما هم شهید می شوید اما روی آب، نه در خشکی».


مشروح زندگی نامه

 فرزند محمدابراهیم، در سال1336ش به دنیا آمد. در دوران انقلاب علیه رژیم پهلوی حضوری فعال داشت و در راهپیمایی ها و فعالیت های انقلابی و همچنین ساختن مواد منفجره شرکت داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی و با پیدایش اشرار و گروههای ضدانقلاب و منافقین در کردستان طی یک دوره آموزش نظامی به کردستان اعزام شد. با شروع جنگ تحمیلی به همراه گردان مسلم به دارخویین رفت. استعداد عجیبی در مسائل نظامی داشت.

وی در آزادسازی خرمشهر از عناصر اصلی و ارکان مهم عملیات بود. شهید خرازی او را مالک  اشتر لشکر می دانست. به خاطر خصلت های ذاتی زیبایی که داشت در حلقه یارانی چون مصطفی ردانی پور، رضا حبیب اللهی و رضا رضایی قرار گرفت. عرب که شاید دوست داشتنی ترین رزمنده دفاع مقدس باشد در عملیات طریق القدس فرمانده گردان شد و پس از آن تا زمان شهادت مورد اعتمادترین فرمانده در لشکر امام حسین علیه السلام بود که حسین خرازی لحظه ایی دوری او را نمی توانست تحمل کند. وی که به خاطر تکیه کلامش به «آقای گل» معروف بود از معدود کسانی بود که با شهادت خود، اشک حاج حسین خرازی را درآورد.

سرانجام یک بار که برای سرکشی و رسیدگی به اوضاع و وضعیت دشمن به خط مقدم رفته بود در تاریخ 12/2/1364ش در ادامه عملیات بدر و حفظ و پاکسازی منطقه در شرق دجله جاده خندق (پد چهار) به شهادت رسید و پیکر پاک وی در قطعه بدر، ردیف5، شماره1 به خاک سپرده شد.

در قسمتی از وصیت نامه او آمده است: «خداوندا، تو را شکر می کنم که مرا در عصری قرار دادی که رهبر آن پرچمی را برداشته است که حسین علیه السلام برداشته بود».

اخلاص او زبانزد خاص و عام بود، اگر نماز جماعت نبود به هر کس ایستاده بود، اقتدا می کرد و اعتقاد داشت که آنها لیاقت پیش نمازی را دارند، اگر اشتباهی می دید با هر درجه ای که بود تذکر می داد. وی پیش از شهادت شبی  در عالم رویا حضرت محمدصلی الله علیه و آله را به خواب می بیند و در حالی که از شهادت دوستان خود ناراحت بوده به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض ارادت می نماید و می-گوید: «تمام دوستان من شهید شدند و من هنوز زنده ام، چرا من شهید نمی شوم؟» در جواب می فرمایند: «شما هم شهید می شوید اما روی آب، نه در خشکی».