شهید مهندس محمدرضا پورکیان احمدآبادی

شهید مهندس محمدرضا پورکیان احمدآبادی

شهرت :

پورکیان احمدآبادی
تاریخ وفات :
1398/01/28
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند ابراهیم، اولین فرمانده شهید سپاه پاسداران در دفاع مقدس و فرمانده سپاه دشت آزادگان بود.

او در سال 1338ش در شهرستان امیدیه خوزستان و در خانواده مذهبی به دنیا آمد. در دوران دبیرستان و دانشگاه و مقارن با ایام پیروزی انقلاب اسلامی در فعالیت های ضد رژیم طاغوت حضور موثر و چشمگیری داشت.

 پوركيان در سال 1354ش به علت نوشتن مقاله ای در خصوص ماهيت رژيم و وابستگي او به آمريكا مورد تعقيب قرار گرفت و مدتی بعد در خوزستان بازداشت و در زندان مورد شكنجه قرار گرفت، تا اينكه يكي از افسران ارتش با وساطت بسيار او را از اعدام قطعي نجات داد. وي نقش عمده ای در اعتصابات ادارات به خصوص شركت نفت و راهپيماييها ايفا نمود. بعد از پيروزی انقلاب به همراه محسن رضايی و علی شمخانی در تشكيل سپاه پاسداران نقش به سزايی ايفا كرد.

وی در سال 1357ش ضمن عضویت در کمیته انقلاب اسلامی در مبارزه با گروهک های معاند نظام به ویژه بلوای گروهک خلق عرب نقش ارزنده ای ایفا نمود.

ایشان در اردیبهشت 1358ش به عضویت سپاه درآمد و به واسطه ویژگی های معنوی و اخلاقی که داشت، به سمت ریاست ستاد فرماندهی و قایم مقامی سپاه پاسداران اهواز منصوب گردید. فرماندهی سپاه رامهرمز و فرماندهی سپاه دشت آزادگان(سوسنگرد) از دیگر مسولیت های این شهید است.

 پوركيان در روز 23 مهرماه 1359ش در سن 21 سالگی در محاصره سوسنگرد مقابل لشکر زرهی دشمن قهرمانانه ایستادگی کرد و بر اثر شلیک مستقیم تیربار تانک به درجه رفیع شهادت نایل گردید.  پیکر این سردار شهید در قطعه حمزه سیدالشهداء به خاک سپرده شد.

 سردار محسن رضايي فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مورد محاصره سوسنگرد و شهادت شهيد پوركيان مي گويد: «در اوايل جنگ در نزديكي حميديه، عراقيها جاده حميديه سوسنگرد را تهديد مي كردند در آنجا من بياد دارم كه برادر شهيدم  پوركيان  وقتي فهميده بود كه جاده حميديه سوسنگرد مورد خطر قرار گرفته به اتفاق 15 نفر از برادران با دو ماشين به سمت عراقيها حركت می كنند.

 عراقيها كه اين دو ماشين را مشاهده می كنند سوار بر تانكها و نفربرها شده و با سرعت به سويشان حركت می كنند برادرها هم از ماشين پياده می شوند و در شيارها و جويها سنگر می گيرند. تانك ها می آيند تا به 25 متری اينها می رسند. تعدادی از برادرها در اينجا شهيد مي شوند و 5 تانك را نيز می زنند از طرف ديگر تمام فشنگهايشان تمام می شود. (چون اينها احتمال درگيری طولانی نمی دادند.)

وقتي فشنگها تمام مي شود برادرمان  پوركيان به ديگران می گويد برگرديد! خودش دو نارنجك را مي كشد و آماده می شود كه اگر عراقيها نزديكش آمدند اقدام كند. آنها هم حركت می كنند و به ستون يك عقب نشينی مي كنند.... برادرمان  پوركيان  با دو نارنجك خود يك تانك ديگر عراقي را ناقص می كند و خودش هم شهيد می شود و در همان جا می ماند. او يكی از فرماندهان سپاه در خوزستان بود كه ماموريت سوسنگرد به او محول شده بود».  


مشروح زندگی نامه

فرزند ابراهیم، اولین فرمانده شهید سپاه پاسداران در دفاع مقدس و فرمانده سپاه دشت آزادگان بود.

او در سال 1338ش در شهرستان امیدیه خوزستان و در خانواده مذهبی به دنیا آمد. در دوران دبیرستان و دانشگاه و مقارن با ایام پیروزی انقلاب اسلامی در فعالیت های ضد رژیم طاغوت حضور موثر و چشمگیری داشت.

 پوركيان در سال 1354ش به علت نوشتن مقاله ای در خصوص ماهيت رژيم و وابستگي او به آمريكا مورد تعقيب قرار گرفت و مدتی بعد در خوزستان بازداشت و در زندان مورد شكنجه قرار گرفت، تا اينكه يكي از افسران ارتش با وساطت بسيار او را از اعدام قطعي نجات داد. وي نقش عمده ای در اعتصابات ادارات به خصوص شركت نفت و راهپيماييها ايفا نمود. بعد از پيروزی انقلاب به همراه محسن رضايی و علی شمخانی در تشكيل سپاه پاسداران نقش به سزايی ايفا كرد.

وی در سال 1357ش ضمن عضویت در کمیته انقلاب اسلامی در مبارزه با گروهک های معاند نظام به ویژه بلوای گروهک خلق عرب نقش ارزنده ای ایفا نمود.

ایشان در اردیبهشت 1358ش به عضویت سپاه درآمد و به واسطه ویژگی های معنوی و اخلاقی که داشت، به سمت ریاست ستاد فرماندهی و قایم مقامی سپاه پاسداران اهواز منصوب گردید. فرماندهی سپاه رامهرمز و فرماندهی سپاه دشت آزادگان(سوسنگرد) از دیگر مسولیت های این شهید است.

 پوركيان در روز 23 مهرماه 1359ش در سن 21 سالگی در محاصره سوسنگرد مقابل لشکر زرهی دشمن قهرمانانه ایستادگی کرد و بر اثر شلیک مستقیم تیربار تانک به درجه رفیع شهادت نایل گردید.  پیکر این سردار شهید در قطعه حمزه سیدالشهداء به خاک سپرده شد.

 سردار محسن رضايي فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مورد محاصره سوسنگرد و شهادت شهيد پوركيان مي گويد: «در اوايل جنگ در نزديكي حميديه، عراقيها جاده حميديه سوسنگرد را تهديد مي كردند در آنجا من بياد دارم كه برادر شهيدم  پوركيان  وقتي فهميده بود كه جاده حميديه سوسنگرد مورد خطر قرار گرفته به اتفاق 15 نفر از برادران با دو ماشين به سمت عراقيها حركت می كنند.

 عراقيها كه اين دو ماشين را مشاهده می كنند سوار بر تانكها و نفربرها شده و با سرعت به سويشان حركت می كنند برادرها هم از ماشين پياده می شوند و در شيارها و جويها سنگر می گيرند. تانك ها می آيند تا به 25 متری اينها می رسند. تعدادی از برادرها در اينجا شهيد مي شوند و 5 تانك را نيز می زنند از طرف ديگر تمام فشنگهايشان تمام می شود. (چون اينها احتمال درگيری طولانی نمی دادند.)

وقتي فشنگها تمام مي شود برادرمان  پوركيان به ديگران می گويد برگرديد! خودش دو نارنجك را مي كشد و آماده می شود كه اگر عراقيها نزديكش آمدند اقدام كند. آنها هم حركت می كنند و به ستون يك عقب نشينی مي كنند.... برادرمان  پوركيان  با دو نارنجك خود يك تانك ديگر عراقي را ناقص می كند و خودش هم شهيد می شود و در همان جا می ماند. او يكی از فرماندهان سپاه در خوزستان بود كه ماموريت سوسنگرد به او محول شده بود».