حبيب خليفه سلطانی

حبيب خليفه سلطانی

شهرت :

خلیفه سلطانی
تاریخ وفات :
12/08/1440
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند احمد، در سال1328ش در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در اصفهان به پایان رسانید و در سال1347ش به دانشگاه صنعتی تهران راه یافت. پس از ورود به دانشگاه، فعالیت های انقلابی خود را شروع کرد و در سال های پایانی آن را به اوج خود رساند. در سال1351 در جریان سفر نیکسون(رییس جمهور وقت آمریکا) به تهران در تظاهرات برعلیه وی شرکت و سپس توسط ساواک دستگیر و پس از چندی از زندان آزاد گردید. وی که عضو اصلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی بود، مجدداً به اتهام تحریک دانشجویان، و شرکت فعالانه در تظاهرات در 12/8/1351 بازداشت و بیش از یک ماه به زندان افتاد.

 شهید دکتر مفتح در مورد او می گوید که: «من از مقاومت های آقای خلیفه سلطانی در زیر شکنجه دژخیمان و نماز شب های او در زندان، الهام ها می گرفتم».

شهید سلطانی پس از آن که فارغ التحصیل شد، به استخدام ذوب آهن درآمد. ولی پس از مدتی با اشاره ساواک از محل کارش اخراج گردید. او که دست از مبارزه نکشیده بود، در سال 1353 به اتهام ارتباط با شهید مرتضی صمدیه لباف دستگیر و به سه سال حبس جنایی محکوم و پس از پایان محکومیت، در تاریخ2/6/56 از زندان آزاد گردید.

ساواک پس از آزادی از زندان وی را تحت مراقبت قرار داد و به صورت نوبه ای منزلش را بازرسی می کرد، ولی او با تشکیل و شرکت در جلسات تفسیر قرآن و اصول عقاید که با نظارت شهید مظلوم آیت الله بهشتی برگزار می گردید، از رسالت خود باز نایستاد و در فعالیت های انقلابی در سال 1357 شرکتی فعال داشت.

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان مسئول آموزش کمیته دفاع شهری به آموزش عقیدتی، سیاسی و نظامی جوانان پرداخت و با تشکیل سپاه پاسداران به عضویت شورای مرکزی درآمد و سپس به عنوان قائم مقام سپاه پاسداران منطقه7 باختران، کردستان و ایلام منصوب گردید. با آن که مقام بالایی در سپاه داشت، ولی هیچ گاه از ماشین های سپاه استفاده نمی کرد و معتقد بود که این گونه کمتر مدیون بیت المال می شود.

 وی در مورد بیت المال می گفت: «اگر با خودکار بیت المال نقطه ای روی کاغذ بگذارید در حالی که به نفع بیت المال نباشد، شرعاً مسؤول هستید».

شهید مهندس حبیب خلیفه سلطانی سرانجام در 23 اردیبهشت1361ش در راه مأموریت به همراه همسر فاضله اش بتول عسکری که بنیانگذار واحد خواهران سپاه اصفهان بود، به اتفاق فرزند خردسالش، در سانحة تصادف به لقاءالله پیوست و در قطعه حمزه سیدالشهدا، ردیف 5، شماره 3 به خاك سپرده شد.         


مشروح زندگی نامه

فرزند احمد، در سال1328ش در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در اصفهان به پایان رسانید و در سال1347ش به دانشگاه صنعتی تهران راه یافت. پس از ورود به دانشگاه، فعالیت های انقلابی خود را شروع کرد و در سال های پایانی آن را به اوج خود رساند. در سال1351 در جریان سفر نیکسون(رییس جمهور وقت آمریکا) به تهران در تظاهرات برعلیه وی شرکت و سپس توسط ساواک دستگیر و پس از چندی از زندان آزاد گردید. وی که عضو اصلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی بود، مجدداً به اتهام تحریک دانشجویان، و شرکت فعالانه در تظاهرات در 12/8/1351 بازداشت و بیش از یک ماه به زندان افتاد.

 شهید دکتر مفتح در مورد او می گوید که: «من از مقاومت های آقای خلیفه سلطانی در زیر شکنجه دژخیمان و نماز شب های او در زندان، الهام ها می گرفتم».

شهید سلطانی پس از آن که فارغ التحصیل شد، به استخدام ذوب آهن درآمد. ولی پس از مدتی با اشاره ساواک از محل کارش اخراج گردید. او که دست از مبارزه نکشیده بود، در سال 1353 به اتهام ارتباط با شهید مرتضی صمدیه لباف دستگیر و به سه سال حبس جنایی محکوم و پس از پایان محکومیت، در تاریخ2/6/56 از زندان آزاد گردید.

ساواک پس از آزادی از زندان وی را تحت مراقبت قرار داد و به صورت نوبه ای منزلش را بازرسی می کرد، ولی او با تشکیل و شرکت در جلسات تفسیر قرآن و اصول عقاید که با نظارت شهید مظلوم آیت الله بهشتی برگزار می گردید، از رسالت خود باز نایستاد و در فعالیت های انقلابی در سال 1357 شرکتی فعال داشت.

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان مسئول آموزش کمیته دفاع شهری به آموزش عقیدتی، سیاسی و نظامی جوانان پرداخت و با تشکیل سپاه پاسداران به عضویت شورای مرکزی درآمد و سپس به عنوان قائم مقام سپاه پاسداران منطقه7 باختران، کردستان و ایلام منصوب گردید. با آن که مقام بالایی در سپاه داشت، ولی هیچ گاه از ماشین های سپاه استفاده نمی کرد و معتقد بود که این گونه کمتر مدیون بیت المال می شود.

 وی در مورد بیت المال می گفت: «اگر با خودکار بیت المال نقطه ای روی کاغذ بگذارید در حالی که به نفع بیت المال نباشد، شرعاً مسؤول هستید».

شهید مهندس حبیب خلیفه سلطانی سرانجام در 23 اردیبهشت1361ش در راه مأموریت به همراه همسر فاضله اش بتول عسکری که بنیانگذار واحد خواهران سپاه اصفهان بود، به اتفاق فرزند خردسالش، در سانحة تصادف به لقاءالله پیوست و در قطعه حمزه سیدالشهدا، ردیف 5، شماره 3 به خاك سپرده شد.