حميد سليمانی

حميد سليمانی

شهرت :

سلیمانی
تاریخ وفات :
12/08/1440
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند محمد، به سال 1340ش در شهر اصفهان متولد شد. وی پس از تحصیلات ابتدایی وارد حوزه علمیه قم شد و دروس سطح را گذرانید. او در چهلم شهدای تبریز، برگزار كننده راهپیمایی  دانش آموزان علیه رژیم پهلوی بود.

نیروی ساواك او را دستگیر كردند و دو ماه وی را زندانی کردند. وی پس از آزادی در تظاهرات 11 محرم شركت كرد و از ناحیة دست چپ مجروح شد ولی همواره تا پیروزی انقلاب اسلامی در راهپیمایی ها و تظاهرات نقش فعال داشت. پس از انقلاب اسلامی با شروع فعالیت های ضد انقلاب عازم كردستان شد و با عنوان فرمانده گردان و مسؤول محور فرودگاه سنندج از تاریخ30/1/60 به عنوان فرمانده تیپ قرارگاه رمضان به انجام وظیفه پرداخت.

سپس با شروع جنگ تحمیلی عازم جنوب شد و در عملیات فرماندهی كل قوا، حضوری فعال داشت و در پایه گذاری طرح و برنامه عملیات شرکت داشت و برای فرماندهان قوت قلب بود.

وی در عملیات فتح المبین، بیت المقدس، محرم و والفجر دو نیز شرکت داشت. سرانجام در 3 آبان 1362ش در جریان عملیات والفجر4، در 30/8/1362ش در منطقه سلیمانیة عراق به شهادت رسید و در قطعة والفجر4، ردیف1، شماره 13 به خاك سپرده شد.

 از سخنان اوست: احساسی كه من از اول جنگ از جبهه دارم در یك كلمه می توان خلاصه كنم: «جبهه یعنی دانشگاه عشق».

سردار بنی لوحی در مورد او می نویسد: «حمید طلبه جوانی بود که به کردستان و از آنجا به دارخوین آمد. هر چند زیر بار مسئولیت پذیری در حد فرماندهی گردان نمی رفت ولی همیشه در کنار فرماندهان، قوت قلب بود. در عملیات بیت المقدس، با اصرار زیاد، ریاست ستاد لشکر امام حسین علیه السلام را پذیرفت ولی بعد از چند ماه استعفا داد و بیشتر در کارهای عملیاتی شرکت می کرد. در آخرین شبی که فردای آن به شهادت رسید، با بچه ها در یکی از سنگرهای منطقه عملیاتی والفجر4، کشتی می گرفتیم. کار ما به ساعت 3و4 شب کشیده شد و معلوم بود که خیلی داد و قال هم می کردیم. در تمام آن 3و4 ساعت، حمید مثل همیشه، آرام  در گوشه همان سنگر که ما در آن آشوب به پا کرده بودیم، نماز شب می خواند و فقط بین هر نمازی، می نشست و با لبخندی ملیح کار ما را دنبال می کرد. حمید دایم الذکر بود و در حال ذکر و حضور در خط مقدم به شهادت رسید».


مشروح زندگی نامه

فرزند محمد، به سال 1340ش در شهر اصفهان متولد شد. وی پس از تحصیلات ابتدایی وارد حوزه علمیه قم شد و دروس سطح را گذرانید. او در چهلم شهدای تبریز، برگزار كننده راهپیمایی  دانش آموزان علیه رژیم پهلوی بود.

نیروی ساواك او را دستگیر كردند و دو ماه وی را زندانی کردند. وی پس از آزادی در تظاهرات 11 محرم شركت كرد و از ناحیة دست چپ مجروح شد ولی همواره تا پیروزی انقلاب اسلامی در راهپیمایی ها و تظاهرات نقش فعال داشت. پس از انقلاب اسلامی با شروع فعالیت های ضد انقلاب عازم كردستان شد و با عنوان فرمانده گردان و مسؤول محور فرودگاه سنندج از تاریخ30/1/60 به عنوان فرمانده تیپ قرارگاه رمضان به انجام وظیفه پرداخت.

سپس با شروع جنگ تحمیلی عازم جنوب شد و در عملیات فرماندهی كل قوا، حضوری فعال داشت و در پایه گذاری طرح و برنامه عملیات شرکت داشت و برای فرماندهان قوت قلب بود.

وی در عملیات فتح المبین، بیت المقدس، محرم و والفجر دو نیز شرکت داشت. سرانجام در 3 آبان 1362ش در جریان عملیات والفجر4، در 30/8/1362ش در منطقه سلیمانیة عراق به شهادت رسید و در قطعة والفجر4، ردیف1، شماره 13 به خاك سپرده شد.

 از سخنان اوست: احساسی كه من از اول جنگ از جبهه دارم در یك كلمه می توان خلاصه كنم: «جبهه یعنی دانشگاه عشق».

سردار بنی لوحی در مورد او می نویسد: «حمید طلبه جوانی بود که به کردستان و از آنجا به دارخوین آمد. هر چند زیر بار مسئولیت پذیری در حد فرماندهی گردان نمی رفت ولی همیشه در کنار فرماندهان، قوت قلب بود. در عملیات بیت المقدس، با اصرار زیاد، ریاست ستاد لشکر امام حسین علیه السلام را پذیرفت ولی بعد از چند ماه استعفا داد و بیشتر در کارهای عملیاتی شرکت می کرد. در آخرین شبی که فردای آن به شهادت رسید، با بچه ها در یکی از سنگرهای منطقه عملیاتی والفجر4، کشتی می گرفتیم. کار ما به ساعت 3و4 شب کشیده شد و معلوم بود که خیلی داد و قال هم می کردیم. در تمام آن 3و4 ساعت، حمید مثل همیشه، آرام  در گوشه همان سنگر که ما در آن آشوب به پا کرده بودیم، نماز شب می خواند و فقط بین هر نمازی، می نشست و با لبخندی ملیح کار ما را دنبال می کرد. حمید دایم الذکر بود و در حال ذکر و حضور در خط مقدم به شهادت رسید».