شهید عبدالرسول زرین

شهید عبدالرسول زرین

شهرت :

زرین-گردان تک نفره
تاریخ وفات :
1320/01/01
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 فرزند شكرالله به سال 1320ش در یكی از روستاهای توابع استان كهكیلویه و بویراحمد به دنیا آمد. در سنین كودكی پدر و مادرش را از دست داد و سرپرستی او را دایی اش بر عهده گرفت. 9 ساله بود كه با بیدار شدن فطرت حق جویانه اش تصمیم به هجرت از آن محیط گرفت. در سن 15 سالگی بعد از طی طریق از كوه و دشت خود را به اصفهان رساند و بعد از مدتی كار و تلاش تشكیل خانواده داد.

با آشكار شدن طلیعه انقلاب اسلامی فرمان امام خمینی را اجابت كرد و علیه طاغوت به پا خاست. او همواره در تظاهرات شركت می كرد و مزاحمت های ساواك هم بر اراده محكم او تأثیری نداشت و مدتی به علت پایین كشیدن مجسمه شاه در راهپیمایی روز تاسوعا و عاشورا در اصفهان مورد تعقیب ساواك بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی وی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اصفهان درآمد و عازم منطقه غرب شد و به سركوبی ضد انقلاب پرداخت. سپس به جنوب كشور رفت و در كنار سردار حاج حسین خرازی به نبرد پرداخت. وی در جنگ های نامنظم و دیگر عملیات ها به عنوان تك تیرانداز، نقش حساسی را ایفا کرد و ضربات مهلكی به دشمن وارد ساخت.

رابطه او با حاج حسین خرازی رابطه پدر و فرزندی بود و بارها همدوش یكدیگر در صحنه های پر خطر كردستان و جنوب حاضر شدند. او بارها زخمی شد و 60 درصد كارافتادگی داشت. حاج حسین معافیت او را از رزم صادر كرده بود اما نشستن برای او معنایی نداشت.

وی تا اسفند 1362 پیوسته در بیشتر عملیات در مناطق جنوب و غرب حضور فعال داشت و مسؤولیت های مختلفی به عهده داشت از جمله گروه های مختلفی را آموزش می داد و به عنوان تك تیرانداز، بین گردان ها می فرستاد.

حاج حسین خرازی در مورد او بیان می کند: « انگار كه ایشان جنگی به دنیا آمده بود و در جای دیگر او را گردان تك نفره خطاب كرده و او به اندازه یك گردان مؤثر واقع بود و او را مصداق آیه " اشداءُ علی الكفار رحماءُ بینهم " می دانست.

 او به وسیله سلاح مگ، بعثی های زیادی را به هلاكت رساند و تپه ای را به تنهایی تصرف كرد كه به نام خودش نامگذاری كرده اند. در عملیات ها هر كجا با مشكلی برخورد می كردیم، او را می فرستادیم جلو و او قضایا را با خونسردی حل می كرد. در عملیات والفجر4 نقش مهمی داشت و موفق شد با کمین و تک تیراندازی خود بعثی های زیادی را شکار کند و  در عملیات خیبر نیز نقش مؤثری داشت ».

در تیراندازی به اهداف متحرك و بدون استفاده از دوربین شكاری متخصص بود و هرگاه به خطوط دشمن می رفت، مدت 3 یا 4 روز مستقر می-شد و دست خالی برنمی گشت. وی از نیروهای زبده لشكر امام حسین علیه السلام بود.

واقعاً شیر مرد جبهه و استاد بود. وی عاملی مؤثر در بالا بردن روحیه نیروها بود و هرگاه در خلال عملیات روحیه بچه ها ضعیف می شد، روحیه ایشان را بالا می برد و موجب می شد تا با شجاعت به دشمن یورش می بردند. او به واقع خود یك گردان بود.

مسأله استتار یكی از اصلی ترین فنون تك تیرانداز است و او بسیار مهارت داشت و از سال 1364ش به بعد در مورد مسأله استتار به صورت تخصصی در جبهه شروع به آموزش كرد .

روزی تعدادی از رزمندگان اسلام به اتفاق زرین به دیدار امام خمینی شرفیاب شدند. امام نگاه معنی داری به زرین كردند و با مكثی كوتاه مجله ای را كه عكس زرین در حالی كه گلوله ای گوشش را زخمی كرده بود  بر آن چاپ شده بود، آوردند و لبخند زدند.

پس از شهادت شهید زرین عكس او را برای امام بردیم و او دوباره با دیدن این عكس شروع به تبسم كردند ولی وقتی خبر شهادت او را شنیدند، بسیار متأثر و مدتی غمگین بودند.

در عملیات رمضان از ناحیه شكم مجروح شد و امیدی به زنده ماندنش نبود تا اینكه در عالم رؤیا پیامبر گرامی اسلام(ص) را در خواب می بیند که قصد نماز كردند. سپس رسول خدا (ص) امام حسین علیه السلام را گرفتند و آن حضرت دست وی را گرفتند و پیش خود بردند و نماز  خواندند. وی پس از بیداری احساس کرد که .

آثار مجروحیتش کاسته شده است

شهادت:

 سرانجام زرین در عملیات خیبر در بیست و دوم اسفند1362ش به شهادت رسید و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه خیبر2، ردیف4، شماره 4 به خاك سپرده شد.

 

اخلاق و سیره شهید؛

خاطرات حیرت انگیزی این تک تیرانداز پیر دلاور در جبهه ها از خود به یادگار گذاشت. وی فردی بسیار ساده و صمیمی بود. تواضع تمام وجودش را فرا گرفته بود، ذره ای تکبر نداشت. اگر چه ظاهر بسیار ساده و قدی کوتاه داشت ولی در مقابل دشمن غرنده و توفنده و شکارگری ماهر و تک تیراندازی بزرگ بود که چندین فرمانده بعثی را به هلاکت رسانده بود.

فرازی از وصیت نامه شهید؛

حفاظت خون شهدا این است كه تابع رهبر كبیر انقلاب بوده و سخنان او را گوش فرا دهیم. چرا كه صحبت های امام از خودش نیست بلكه از قرآن و عترت است... وحدت را حفظ نموده تا ضربه از دشمن خارجی و داخلی نخوریم و در خط ولایت فقیه كه همان رسول الله است، قرار گیریم. ای مسؤولین و ای كسانیكه كارهای اجرایی در دست شماست بدانید كه این كارها مسؤولیت و تعهد است در قبال اسلام و خدای ناكرده اگر هوای نفس بر شما غلبه كند، به زمین می خورید.


مشروح زندگی نامه

 فرزند شكرالله به سال 1320ش در یكی از روستاهای توابع استان كهكیلویه و بویراحمد به دنیا آمد. در سنین كودكی پدر و مادرش را از دست داد و سرپرستی او را دایی اش بر عهده گرفت. 9 ساله بود كه با بیدار شدن فطرت حق جویانه اش تصمیم به هجرت از آن محیط گرفت. در سن 15 سالگی بعد از طی طریق از كوه و دشت خود را به اصفهان رساند و بعد از مدتی كار و تلاش تشكیل خانواده داد.

با آشكار شدن طلیعه انقلاب اسلامی فرمان امام خمینی را اجابت كرد و علیه طاغوت به پا خاست. او همواره در تظاهرات شركت می كرد و مزاحمت های ساواك هم بر اراده محكم او تأثیری نداشت و مدتی به علت پایین كشیدن مجسمه شاه در راهپیمایی روز تاسوعا و عاشورا در اصفهان مورد تعقیب ساواك بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی وی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اصفهان درآمد و عازم منطقه غرب شد و به سركوبی ضد انقلاب پرداخت. سپس به جنوب كشور رفت و در كنار سردار حاج حسین خرازی به نبرد پرداخت. وی در جنگ های نامنظم و دیگر عملیات ها به عنوان تك تیرانداز، نقش حساسی را ایفا کرد و ضربات مهلكی به دشمن وارد ساخت.

رابطه او با حاج حسین خرازی رابطه پدر و فرزندی بود و بارها همدوش یكدیگر در صحنه های پر خطر كردستان و جنوب حاضر شدند. او بارها زخمی شد و 60 درصد كارافتادگی داشت. حاج حسین معافیت او را از رزم صادر كرده بود اما نشستن برای او معنایی نداشت.

وی تا اسفند 1362 پیوسته در بیشتر عملیات در مناطق جنوب و غرب حضور فعال داشت و مسؤولیت های مختلفی به عهده داشت از جمله گروه های مختلفی را آموزش می داد و به عنوان تك تیرانداز، بین گردان ها می فرستاد.

حاج حسین خرازی در مورد او بیان می کند: « انگار كه ایشان جنگی به دنیا آمده بود و در جای دیگر او را گردان تك نفره خطاب كرده و او به اندازه یك گردان مؤثر واقع بود و او را مصداق آیه " اشداءُ علی الكفار رحماءُ بینهم " می دانست.

 او به وسیله سلاح مگ، بعثی های زیادی را به هلاكت رساند و تپه ای را به تنهایی تصرف كرد كه به نام خودش نامگذاری كرده اند. در عملیات ها هر كجا با مشكلی برخورد می كردیم، او را می فرستادیم جلو و او قضایا را با خونسردی حل می كرد. در عملیات والفجر4 نقش مهمی داشت و موفق شد با کمین و تک تیراندازی خود بعثی های زیادی را شکار کند و  در عملیات خیبر نیز نقش مؤثری داشت ».

در تیراندازی به اهداف متحرك و بدون استفاده از دوربین شكاری متخصص بود و هرگاه به خطوط دشمن می رفت، مدت 3 یا 4 روز مستقر می شد و دست خالی برنمی گشت. وی از نیروهای زبده لشكر امام حسین علیه السلام بود.

واقعاً شیر مرد جبهه و استاد بود. وی عاملی مؤثر در بالا بردن روحیه نیروها بود و هرگاه در خلال عملیات روحیه بچه ها ضعیف می شد، روحیه ایشان را بالا می برد و موجب می شد تا با شجاعت به دشمن یورش می بردند. او به واقع خود یك گردان بود.

مسأله استتار یكی از اصلی ترین فنون تك تیرانداز است و او بسیار مهارت داشت و از سال 1364ش به بعد در مورد مسأله استتار به صورت تخصصی در جبهه شروع به آموزش كرد .

روزی تعدادی از رزمندگان اسلام به اتفاق زرین به دیدار امام خمینی شرفیاب شدند. امام نگاه معنی داری به زرین كردند و با مكثی كوتاه مجله ای را كه عكس زرین در حالی كه گلوله ای گوشش را زخمی كرده بود  بر آن چاپ شده بود، آوردند و لبخند زدند.

پس از شهادت شهید زرین عكس او را برای امام بردیم و او دوباره با دیدن این عكس شروع به تبسم كردند ولی وقتی خبر شهادت او را شنیدند، بسیار متأثر و مدتی غمگین بودند.

در عملیات رمضان از ناحیه شكم مجروح شد و امیدی به زنده ماندنش نبود تا اینكه در عالم رؤیا پیامبر گرامی اسلام(ص) را در خواب می بیند که قصد نماز كردند. سپس رسول خدا (ص) امام حسین علیه السلام را گرفتند و آن حضرت دست وی را گرفتند و پیش خود بردند و نماز  خواندند. وی پس از بیداری احساس کرد که آثار مجروحیتش کاسته شده است.

 سرانجام زرین در عملیات خیبر در بیست و دوم اسفند1362ش به شهادت رسید و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه خیبر2، ردیف4، شماره 4 به خاك سپرده شد.

اخلاق و سیره شهید؛ خاطرات حیرت انگیزی این تک تیرانداز پیر دلاور در جبهه ها از خود به یادگار گذاشت. وی فردی بسیار ساده و صمیمی بود. تواضع تمام وجودش را فرا گرفته بود، ذره ای تکبر نداشت. اگر چه ظاهر بسیار ساده و قدی کوتاه داشت ولی در مقابل دشمن غرنده و توفنده و شکارگری ماهر و تک تیراندازی بزرگ بود که چندین فرمانده بعثی را به هلاکت رسانده بود.

فرازی از وصیت نامه شهید؛ حفاظت خون شهدا این است كه تابع رهبر كبیر انقلاب بوده و سخنان او را گوش فرا دهیم. چرا كه صحبت های امام از خودش نیست بلكه از قرآن و عترت است... وحدت را حفظ نموده تا ضربه از دشمن خارجی و داخلی نخوریم و در خط ولایت فقیه كه همان رسول الله است، قرار گیریم. ای مسؤولین و ای كسانیكه كارهای اجرایی در دست شماست بدانید كه این كارها مسؤولیت و تعهد است در قبال اسلام و خدای ناكرده اگر هوای نفس بر شما غلبه كند، به زمین می خورید.