سردار شهید غلامرضا صادق زاده

سردار شهید غلامرضا صادق زاده

شهرت :

صادق زاده
تاریخ وفات :
1322/03/04
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
فقیه و مجتهد,عارف,مدرس,حکیم و فیلسوف,عالم فاضل,مفسر قرآن,خیر و نیکوکار,قاری قرآن,سیاستمدار,صنعتگر,روزنامه نگار,مورخ و ادیب,منجم,طبیب,دفاع مقدس,هنرمند,شاعر,قلمزن,نقاش,خوشنویس,ریاضی دان,مینا کار,طراح ف

فرزند محمدعلی و مادرش فاطمه در چهارم خرداد 1322ش در یک خانواده مذهبی در روستای پوده از توابع شهرضا در اصفهان به دنیا آمد. وی دوران تحصیلاتفف ابتدایی و متوسط را تا سن 18 سالگی در روستا گذراند و برای خدمت سربازی به کرمانشاه اعزام شد وی در سال 1345ش در سن 24 سالگی ازدواج کرد. همچنین در دوران انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیمائیها شرکت می کرد.

 وی در طول سالهای جوانی در دوره های آموزش زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسه و عربی شرکت نمود و به زبان انگلیسی و عربی مسلط بود و زبانهای فرانسه و آلمانی را تا حدودی فرا گرفته بود. وی پس از گذراندن دوره حسابدرای، مدیریت شرکت تعاونی مهمان سرای عباسی را به عهده گرفت و مدت 16 سال در آنجا مشغول به کار بود، در سال 1358ش از مهمانسرای عباسی بازخرید شد و مدتی در قالب خدمه کاروان حج خدمت می کرد. وی با شروع جنگ تحمیلی در بنیاد امور جنگ زدگان فولاد شهر فعالیت داشت و خدمات شایانی انجام داد. در سال1360ش به عنوان راننده آمبولانس به جبهه رفت و در مدت 5 سالی که در جبهه های غرب و جنوب کشور حضور داشت مسؤولیتهای مختلفی برعهده داشت. وی از سال 60تا 61 در شهر گیلان غرب مشغول امدادرسانی به مردم آسیب دیده و مجروحان جنگی بود سپس به سر پل ذهاب اعزام شد و مسؤول یکی از درمانگاه های تابعه این شهر شد. پس از انتقال خانواده خود به محل مأموریت، با همیاری همسرشان به مدت دو سال شبانه روز به مردم و رزمندگان خدمت کردند. وی در سال 1363 به قرارگاه پشتیبانی جنگ و جهادسازندگی نجف اشرف فراخوانده شد و در سمت مسؤول کمیته پزشکی قرارگاه نجف فعالیت خود را شروع کرد. با توجه به فعالیت های جدی و سخت کوشی او در همان سال با حفظ مسؤولیت واحد تعاون نیز به او واگذار شد. در سال 1364 رسماً به استخدام جهادسازندگی استان اصفهان درآمد، در همان سال از منطقه غرب به منطقه جنگی جنوب منتقل شد و در پست مسؤول بهداری رزمی مهندسی ستاد پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان مشغول انجام وظیفه شد و همزمان مسؤول قسمت آموزش(ش-م-ر) جهاد استان بود.

سرانجام غلامرضا دی ماه 1365 در عملیات کربلای 4، در بمباران شیمیایی که توسط دشمن بعثی صورت گرفت ماسک خود را به یکی از همرزمانش داد و به علت آلودگی شیمیایی به بیمارستان بقیه الله تهران منتقل شد و 48 ساعت بعد در تاریخ 10/10/1365ش به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه کربلای چهار، ردیف3، شماره 3 به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

فرزند محمدعلی و مادرش فاطمه در چهارم خرداد 1322ش در یک خانواده مذهبی در روستای پوده از توابع شهرضا در اصفهان به دنیا آمد. وی دوران تحصیلات ابتدایی و متوسط را تا سن 18 سالگی در روستا گذراند و برای خدمت سربازی به کرمانشاه اعزام شد وی در سال 1345ش در سن 24 سالگی ازدواج کرد. همچنین در دوران انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیمائیها شرکت می کرد.

 وی در طول سالهای جوانی در دوره های آموزش زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسه و عربی شرکت نمود و به زبان انگلیسی و عربی مسلط بود و زبانهای فرانسه و آلمانی را تا حدودی فرا گرفته بود. وی پس از گذراندن دوره حسابدرای، مدیریت شرکت تعاونی مهمان سرای عباسی را به عهده گرفت و مدت 16 سال در آنجا مشغول به کار بود، در سال 1358ش از مهمانسرای عباسی بازخرید شد و مدتی در قالب خدمه کاروان حج خدمت می کرد. وی با شروع جنگ تحمیلی در بنیاد امور جنگ زدگان فولاد شهر فعالیت داشت و خدمات شایانی انجام داد. در سال1360ش به عنوان راننده آمبولانس به جبهه رفت و در مدت 5 سالی که در جبهه های غرب و جنوب کشور حضور داشت مسؤولیتهای مختلفی برعهده داشت. وی از سال 60تا 61 در شهر گیلان غرب مشغول امدادرسانی به مردم آسیب دیده و مجروحان جنگی بود سپس به سر پل ذهاب اعزام شد و مسؤول یکی از درمانگاه های تابعه این شهر شد. پس از انتقال خانواده خود به محل مأموریت، با همیاری همسرشان به مدت دو سال شبانه روز به مردم و رزمندگان خدمت کردند. وی در سال 1363 به قرارگاه پشتیبانی جنگ و جهادسازندگی نجف اشرف فراخوانده شد و در سمت مسؤول کمیته پزشکی قرارگاه نجف فعالیت خود را شروع کرد. با توجه به فعالیت های جدی و سخت کوشی او در همان سال با حفظ مسؤولیت واحد تعاون نیز به او واگذار شد. در سال 1364 رسماً به استخدام جهادسازندگی استان اصفهان درآمد، در همان سال از منطقه غرب به منطقه جنگی جنوب منتقل شد و در پست مسؤول بهداری رزمی مهندسی ستاد پشتیبانی جنگ جهاد سازندگی استان مشغول انجام وظیفه شد و همزمان مسؤول قسمت آموزش(ش-م-ر) جهاد استان بود.

سرانجام غلامرضا دی ماه 1365 در عملیات کربلای 4، در بمباران شیمیایی که توسط دشمن بعثی صورت گرفت ماسک خود را به یکی از همرزمانش داد و به علت آلودگی شیمیایی به بیمارستان بقیه الله تهران منتقل شد و 48 ساعت بعد در تاریخ 10/10/1365ش به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه کربلای چهار، ردیف3، شماره 3 به خاک سپرده شد.

غلامرضا برادر دیگری به نام ناصر داشت وی مربی جودو و محافظ آیت الله طاهری بود که در لشکر امام حسین علیه السلام در گردان یونس خدمت می کرد. سرانجام او نیز در عملیات کربلای5 شهید شد و پیکر پاک او را در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیت نامه شهید: به همه مسلمین جهان و مستضعفین یادآور می شوم چنانچه به سعادت و خوشبختی خود اهمیت می دهند از امام خمینی و روحانیت در خط ایشان پیروی کنند که هر چه بخواهند در قبال همین است ... سفارش به مقامات و دست اندرکاران انقلاب این است که افراد خالص و دلسوز را قدر بدانند و اگر برای آنها کاری نمی کنند نگذارند در مدت طولانی آنها از صحنه بالاجبار بیرون بروند. از آنها حمایت بشود در هر کجا و در هر سطحی که هستند چون آنها برای خودشان چیزی نمی خواهند توجه کامل بشود و نیروها سازماندهی و شناسایی شوند و به آنها زمینه بدهند و آموزش های لازم در سطوح مختلف باشد که نتیجه بسیار مطلوب است. با کوچکترین خطای ناخواسته افراد را از خود نرانند و با خلق خوش در ساختن و آگاه نمودن آنها نهایت تلاش به عمل آید و از مفاسد با کمال قدرت جلوگیری شود، مخصوصاً توجه زیادی به جو حاکم بر مدارس و دانشگاه ها بشود. زمینه را از سردمداران فرهنگ شرقی و غربی که این روزها تلاش مذبوحانه را شروع کرده اند، بگیرند. کارهای اداری را تحرک بخشند و رضایت مردم را فراهم نمایند. به خواهران سفارش می کنم حجاب را رعایت کنند و به شدت مواظب محیط اطراف باشند و فرزندان را خوب تربیت کنند و کاملاً هوشیار باشند.