شهید مرتضی صفاتاج

شهید مرتضی صفاتاج

شهرت :

صفاتاج
تاریخ وفات :
1341/02/10
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند حسن و صدیقه، به تارخ دهم اردیبهشت 1341ش در یک خانواده مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. پایه های فکری و عقیده اش دفاع از قرآن و آئین حیاتبخش اسلام بود. با اینکه ظاهری آرام و متین داشت؛ ولی در باطنش آتشی فروزان علیه هرگونه شرک و ظلم و فساد مشتعل بود. مرتضی به راستی از زاهدان شب و شیران روز بود. در موقع عبادت در پیشگاه خدا خاضع بود و آنچنان با خدا خالصانه راز و نیاز می کرد که خاطره یاران امام حسین را متجلّی می ساخت. وی از هرگونه خصلت نفسانی و ریاکارانه پرهیز می کرد و کارش برای رضای خدا بود و بس.

با شروع انقلاب اسلامی به صفوف مردم پیوست و فعالیتهای شبانه روزی خود را شروع کرد و در پخش اعلامیه، نوار، عکس امام و تظاهرات و راهپیمائیها شرکت فعال داشت و فعالیت گسترده ای را در هدایت دانش آموزان هنرستان ابوذر به تظاهرات برعهده داشت. هنگام بازگشت امام به میهن به تهران رفت و مأمور انتظامات شد.

وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب به سپاه پاسداران پیوست و بعد از گذراندن دورة آموزشی با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به سوی جبهه های جنوب شتافت و به دارخوین رفت و در عملیات فرمانده کل قوا در تاریخ21/3/1360ش شرکت فعال داشت و پس از به دست آوردن پیروزیهایی، از ناحیه بینی مجروح شد و خونریزی شدیدی داشت. وی به بیمارستان منتقل شد و پس از بهبودی نسبی به جبهه بازگشت.

مرتضی در عملیات ثامن الائمه مسؤولیت یک گروه 22نفری را به عهده گرفت و پیروزیهای چشمگیری به دست آورد. وی قادر به اداره عملیات نزدیک( تن به تن) بود و در عملیات طریق القدس آزادسازی بستان شرکت داشت. سپس در عملیات فتح المبین شرکت کرد و مسؤولیت یکی از گردان های عملیاتی گردان امام محمدباقر(ع) را به عهده گرفت و توانست پیروزی های درخشنده ای به دست آورد.

در عملیات بیت المقدس معاونت گردان امام محمدباقر(ع) را پذیرفت و در این رابطه هم فعالانه به اسلام خدمت نمود. وی کمتر استراحت می کرد و بیشتر کار می کرد و خود را وقف انقلاب کرده بود. در عملیات پیروزمندانه رمضان مسؤولیت فرماندهی گردان امام حضرت زهرا(س) را به عهده داشت و در این عملیات از ناحیه کتف و دهان مجروح شد؛ به طوری که تمام دندانهایش را از دست داد. با این حال دوباره به جبهه بازگشت و در عملیات محرم با مسؤولیت فرماندهی گردان المهدی(عج) به انقلاب خدمت کرد. در عملیاتهای دیگری چون والفجر مقدماتی و والفجر1 مسؤول طرح و عملیات تیپ یک لشکر امام حسین بود و اغلب به شناسایی می رفت تا موقعیت دشمن را بررسی کند.

سرانجام در عملیات والفجر2 پس از  36 ساعت نبرد با دشمنان در منطقه پیرانشهر حاج عمران به تاریخ 1مرداد1362ش بر اثر ترکش توپ به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید پس از ده سال در تاریخ 1372ش به اصفهان آورده شد و در گلستان شهدای اصفهان، قطعة یوسف1، ردیف9، شماره11 به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

فرزند حسن و صدیقه، به تارخ دهم اردیبهشت 1341ش در یک خانواده مذهبی در اصفهان به دنیا آمد. پایه های فکری و عقیده اش دفاع از قرآن و آئین حیاتبخش اسلام بود. با اینکه ظاهری آرام و متین داشت؛ ولی در باطنش آتشی فروزان علیه هرگونه شرک و ظلم و فساد مشتعل بود. مرتضی به راستی از زاهدان شب و شیران روز بود. در موقع عبادت در پیشگاه خدا خاضع بود و آنچنان با خدا خالصانه راز و نیاز می کرد که خاطره یاران امام حسین را متجلّی می ساخت. وی از هرگونه خصلت نفسانی و ریاکارانه پرهیز می کرد و کارش برای رضای خدا بود و بس.

با شروع انقلاب اسلامی به صفوف مردم پیوست و فعالیتهای شبانه روزی خود را شروع کرد و در پخش اعلامیه، نوار، عکس امام و تظاهرات و راهپیمائیها شرکت فعال داشت و فعالیت گسترده ای را در هدایت دانش آموزان هنرستان ابوذر به تظاهرات برعهده داشت. هنگام بازگشت امام به میهن به تهران رفت و مأمور انتظامات شد.

وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب به سپاه پاسداران پیوست و بعد از گذراندن دورة آموزشی با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به سوی جبهه های جنوب شتافت و به دارخوین رفت و در عملیات فرمانده کل قوا در تاریخ21/3/1360ش شرکت فعال داشت و پس از به دست آوردن پیروزیهایی، از ناحیه بینی مجروح شد و خونریزی شدیدی داشت. وی به بیمارستان منتقل شد و پس از بهبودی نسبی به جبهه بازگشت.

مرتضی در عملیات ثامن الائمه مسؤولیت یک گروه 22نفری را به عهده گرفت و پیروزیهای چشمگیری به دست آورد. وی قادر به اداره عملیات نزدیک( تن به تن) بود و در عملیات طریق القدس آزادسازی بستان شرکت داشت. سپس در عملیات فتح المبین شرکت کرد و مسؤولیت یکی از گردان های عملیاتی گردان امام محمدباقر(ع) را به عهده گرفت و توانست پیروزی های درخشنده ای به دست آورد.

در عملیات بیت المقدس معاونت گردان امام محمدباقر(ع) را پذیرفت و در این رابطه هم فعالانه به اسلام خدمت نمود. وی کمتر استراحت می کرد و بیشتر کار می کرد و خود را وقف انقلاب کرده بود. در عملیات پیروزمندانه رمضان مسؤولیت فرماندهی گردان امام حضرت زهرا(س) را به عهده داشت و در این عملیات از ناحیه کتف و دهان مجروح شد؛ به طوری که تمام دندانهایش را از دست داد. با این حال دوباره به جبهه بازگشت و در عملیات محرم با مسؤولیت فرماندهی گردان المهدی(عج) به انقلاب خدمت کرد. در عملیاتهای دیگری چون والفجر مقدماتی و والفجر1 مسؤول طرح و عملیات تیپ یک لشکر امام حسین بود و اغلب به شناسایی می رفت تا موقعیت دشمن را بررسی کند.

سرانجام در عملیات والفجر2 پس از  36 ساعت نبرد با دشمنان در منطقه پیرانشهر حاج عمران به تاریخ 1مرداد1362ش بر اثر ترکش توپ به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید پس از ده سال در تاریخ 1372ش به اصفهان آورده شد و در گلستان شهدای اصفهان، قطعة یوسف1، ردیف9، شماره11 به خاک سپرده شد.

مرتضی شخصیت آرام و باثباتی داشت. در جلسات آیت  الله بهاءالدّینی، بسیار دقیق و موشکافانه به صحبتهای ایشان گوش می داد و مانند فرزندی که به پدر رسیده باشد، تمام حواس خود را معطوف به ایشان کرده بود. دلبستگی به دنیا نداشت و تمام وسایل او در یک کوله پشتی جا می شد.

فرازی از وصيت نامه شهيد؛

 ...خدایا تو شاهدی که تنها آرزوی من روئیت حجة ابن الحسن (عج) و زیارت آموزگار شهادت   حسین(ع)بود. خدایا، از تو می خواهم که اگر در دنیا موفق نشدم امام را در آخرین لحظات زندگی ببینم، در آن لحظاتی که یاران و دوستان همه گرماگرم مبارزه اند و من در گوشه ای در خون می غلطم و از زیباترین و بهترین لحظات زندگی من خواهد بود، آن موقع موفق به دیدار امام گردم.

آری ای ملت مسلمان همچنان یکپارچه باشید و روز به روز منسجم تر شوید و وحدت خود را از دست ندهید و اماممان  را تنها نگذارید و هدفتان و تنها هدفتان اسلام و قرآن باشد و هیچگاه منافع شخصی خود را در سیر مبارزاتی دخیل نکنید که موجب انحراف و در نهایت شکست است... والسلام.

سیره و اخلاق شهید؛

 وی فردی بسیار متواضع و کم حرف بود و بیش از آن که حرف می زد فکر می کرد. بسیار مؤدب و بانزاکت بود و به پدر و مادر خود احترام زیادی می کرد. به نظافت و نماز اول وقت اهمیت بسیار می داد. ساده پوش ولی شیک پوش بود و سیمای زیبایی داشت. در کارهای شخصی و گردان بسیار منظم و منضبط بود. در مراسم سوگواری لشکر بسیار فعال بود و به مطالعه و آشنایی با عقاید اسلامی اهمیت می داد.