شهید علیرضا فرشادفر

شهید علیرضا فرشادفر

شهرت :

فرشادفر
تاریخ وفات :
1349/01/01
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند حسین و مادرش صدیقه به سال 1349ش در خانواده ای مذهبی در اصفهان متولد شد. علیرضا در خانواده ای مؤمن و زحمتکش تربیت شد و رشد پیدا کرد. همزمان با اعتراضات مردمی و تظاهرات و راهپیمائیهای مردم علیه رژیم پهلوی برای کسب علم وارد دبستان شد. وی تحصیلاتش را تا مقطع ابتدایی ادامه داد و با شروع جنگ تحمیلی خانواده او در شرایط سختی به سر می بردند بنابراین ترک تحصیل نمود و به شغل تراشکاری پرداخت تا بتواند کمک خرج خانواده خود باشد. شرایط جامعه از او یک انسان کامل ساخت و خیلی زود به بلوغ فکری و سیاسی رسید. وی قصد حضور در جبهه و کمک به انقلاب و کشورش را داشت ولی به دلیل کمی سن هیچ نهادی اجازه اعزام او را به مناطق جنگی صادر نمی کرد. او با دوستی که با حاج محسن کاظمی داشت خانواده را متقاعد کرد که همراه او به مناطق غرب و شمال غرب کشور برود وی در تیپ110 شهید بروجردی به فرماندهی اکبر آقابابایی مشغول فعالیت شد. وی پس از مدتی توانست توان رزمی خود را بالا ببرد و قابلیتهای خود را نشان دهد تا اینکه فرماندهی گروهان رزمی را برعهده گرفت. وی در بسیاری از عملیات داخلی و برون مرزی شرکت داشت تا اینکه در منطقه حاج عمراه از ناحیه دست مجروح شد و پس از بهبودی به منطقه بازگشت و این بار به دلیل زیرکی و شجاعت خاص وی در واحد اطلاعات عملیات تیپ مستقل بیت المقدس مشغول به فعالیت گردید. وی به مدت 3 سال به عنوان فرمانده گردان در مناطق کردستان خدمت نمود و در عملیاتهای همچون والفجر9، کربلای 4و5 شرکت کرد.

شهادت:

 سرانجام در عملیات کربلای 5 در تاریخ7/11/65 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و پیکر پاک این شهید پس از انتقال به اصفهان تشییع و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه والفجر2/4، ردیف20، شماره2  به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

فرزند حسین و مادرش صدیقه به سال 1349ش در خانواده ای مذهبی در اصفهان متولد شد. علیرضا در خانواده ای مؤمن و زحمتکش تربیت شد و رشد پیدا کرد. همزمان با اعتراضات مردمی و تظاهرات و راهپیمائیهای مردم علیه رژیم پهلوی برای کسب علم وارد دبستان شد. وی تحصیلاتش را تا مقطع ابتدایی ادامه داد و با شروع جنگ تحمیلی خانواده او در شرایط سختی به سر می بردند بنابراین ترک تحصیل نمود و به شغل تراشکاری پرداخت تا بتواند کمک خرج خانواده خود باشد. شرایط جامعه از او یک انسان کامل ساخت و خیلی زود به بلوغ فکری و سیاسی رسید. وی قصد حضور در جبهه و کمک به انقلاب و کشورش را داشت ولی به دلیل کمی سن هیچ نهادی اجازه اعزام او را به مناطق جنگی صادر نمی کرد. او با دوستی که با حاج محسن کاظمی داشت خانواده را متقاعد کرد که همراه او به مناطق غرب و شمال غرب کشور برود وی در تیپ110 شهید بروجردی به فرماندهی اکبر آقابابایی مشغول فعالیت شد. وی پس از مدتی توانست توان رزمی خود را بالا ببرد و قابلیتهای خود را نشان دهد تا اینکه فرماندهی گروهان رزمی را برعهده گرفت. وی در بسیاری از عملیات داخلی و برون مرزی شرکت داشت تا اینکه در منطقه حاج عمراه از ناحیه دست مجروح شد و پس از بهبودی به منطقه بازگشت و این بار به دلیل زیرکی و شجاعت خاص وی در واحد اطلاعات عملیات تیپ مستقل بیت المقدس مشغول به فعالیت گردید. وی به مدت 3 سال به عنوان فرمانده گردان در مناطق کردستان خدمت نمود و در عملیاتهای همچون والفجر9، کربلای 4و5 شرکت کرد.

شهادت:

 سرانجام در عملیات کربلای 5 در تاریخ7/11/65 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و پیکر پاک این شهید پس از انتقال به اصفهان تشییع و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه والفجر2/4، ردیف20، شماره2  به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیت نامه شهید:

بار پروردگارا از کرده های خویش که مرتکب شده ام شرمسارم و از درگهت امید لطف و بخشش دارم. از این که نتوانستم آنچنان که می باید دین خود را به پدر و مادرم ادا کنم طلب بخشش دارم. بدانید که در همه حال به یاد شما بودم. از پدر و مادرم می خواهم که برای من گریه نکنند و اگر خواستید گریه کنی بر مصیبت اباعبدالله الحسین علیه السلام گریه کنید.

امت مسلمان ایران! از این انقلاب به خوبی نگهبانی کنید چرا که ملتهای ستم دیده جهان چشم به این انقلاب دوخته اند. همچنین از شما برادران می خواهم که از اختلاف ها و شایعه پراکنی ها دوری کنید که خدای نکرده خدا این نعمتش را که همین انقلاب است از ما نگیری و شما مردم شهید پرور از خانواده های شهدا دلجویی کنید و فرزندان شهدا را نوازش کنید.