شهید مجتبی کلاهدوزان

شهید مجتبی کلاهدوزان

شهرت :

کلاهدوزان
تاریخ وفات :
1325/11/25
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند محمّد كریم و فاطمه، در 25 بهمن 1325ش. در خانواده ای مذهبی و متدیّن در اصفهان دیده به جهان گشود. از همان كودكی صبور بود و همواره برای تأمین معاش مجبور بود كه در كنار تحصیل كار كند. از همان دوران سوم متوسطه، مخارج زندگیش را تأمین می کرد. بدین گونه که هر درسی را كه می خواند، همان را تدریس می كرد و این یكی از راه های اصلی درآمد او تا دانشگاه بود. دوران دبیرستان برای او پرحادثه ترین دوران زندگیش بود.

علاقه زیادی به فوتبال داشت و در این ورزش به حدی رسید كه در مسابقاتی كه بین اصفهان و مشهد برگزار شد، شركت می نمود. مهارتش در فوتبال و ریاضیات زبانزد همه بود.

پس از اخذ مدرك دیپلم وارد دانشگاه تربیت معلم شد و در 15 آذر 1351 ازدواج كرد که ثمره این ازدواج چهار فرزند بود پس از چند روز او را برای سربازی خواستند، مدتی را در بندرعباس گذراند بعداً به اصفهان منتقل شد. وی دبیر دبیرستان های اصفهان بود و ریاضیات تدریس می کرد.

    به نماز جمعه اهمیت زیادی می داد و قسمت مهمی از مایه تقوای او از شركت در نمازهای جمعه در محله گورتان به امامت حاج آقا رحیم ارباب بود. همچنین در سنگر فرهنگی به خوبی مبارزه می كرد. مجتبی در سنگر تدریس و مدرسه تنها فردی بود كه نقشه های منافقین را خنثی می كرد و شَبهات آن ها را با كلام صادقانه از اذهان دانش آموزان و بعضی از مدرسین می زدود. وی از همان ابتدا مقلّد امام بود و به هر نحوی سركلاس ها مسائله فقهی را بیان می کرد. وی ضمن تدریس به فعالیت های مذهبی و سیاسی در مدارس می پرداخت. با پیروزی انقلاب اسلامی وارد كمیته دفاع شهری شد و در پادگان آموزشی 15 خرداد سپاه پاسداران و سپس پادگان غدیر مشغول آموزش بسیجیان و نیروهای كادر سپاه بود. با تشکیل سپاه منطقه دوی کشوری، به ریاست ستاد منطقه انتخاب شد. وی پس از مدتی به فرماندهی سپاه منطقه 9 فارس منصوب شد.

شهادت:

سرانجام وی در راه حركت به سمت یکی از مأموریت های خود به منطقه خلیج فارس به علت تصادف در تاریخ 17/2/1363 بر اثر صانحه تصادف به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه حمزه، ردیف2، شماره1 به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

 

فرزند محمّد كریم و فاطمه، در 25 بهمن 1325ش. در خانواده ای مذهبی و متدیّن در اصفهان دیده به جهان گشود. از همان كودكی صبور بود و همواره برای تأمین معاش مجبور بود كه در كنار تحصیل كار كند. از همان دوران سوم متوسطه، مخارج زندگیش را تأمین می کرد. بدین گونه که هر درسی را كه می خواند، همان را تدریس می كرد و این یكی از راه های اصلی درآمد او تا دانشگاه بود. دوران دبیرستان برای او پرحادثه ترین دوران زندگیش بود.

علاقه زیادی به فوتبال داشت و در این ورزش به حدی رسید كه در مسابقاتی كه بین اصفهان و مشهد برگزار شد، شركت می نمود. مهارتش در فوتبال و ریاضیات زبانزد همه بود.

پس از اخذ مدرك دیپلم وارد دانشگاه تربیت معلم شد و در 15 آذر 1351 ازدواج كرد که ثمره این ازدواج چهار فرزند بود پس از چند روز او را برای سربازی خواستند، مدتی را در بندرعباس گذراند بعداً به اصفهان منتقل شد. وی دبیر دبیرستان های اصفهان بود و ریاضیات تدریس می کرد.

    به نماز جمعه اهمیت زیادی می داد و قسمت مهمی از مایه تقوای او از شركت در نمازهای جمعه در محله گورتان به امامت حاج آقا رحیم ارباب بود. همچنین در سنگر فرهنگی به خوبی مبارزه می كرد. مجتبی در سنگر تدریس و مدرسه تنها فردی بود كه نقشه های منافقین را خنثی می كرد و شَبهات آن ها را با كلام صادقانه از اذهان دانش آموزان و بعضی از مدرسین می زدود. وی از همان ابتدا مقلّد امام بود و به هر نحوی سركلاس ها مسائله فقهی را بیان می کرد. وی ضمن تدریس به فعالیت های مذهبی و سیاسی در مدارس می پرداخت. با پیروزی انقلاب اسلامی وارد كمیته دفاع شهری شد و در پادگان آموزشی 15 خرداد سپاه پاسداران و سپس پادگان غدیر مشغول آموزش بسیجیان و نیروهای كادر سپاه بود. با تشکیل سپاه منطقه دوی کشوری، به ریاست ستاد منطقه انتخاب شد. وی پس از مدتی به فرماندهی سپاه منطقه 9 فارس منصوب شد.

شهادت:

سرانجام وی در راه حركت به سمت یکی از مأموریت های خود به منطقه خلیج فارس به علت تصادف در تاریخ 17/2/1363 بر اثر صانحه تصادف به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان قطعه حمزه، ردیف2، شماره1 به خاک سپرده شد.

شهید از نگاه...

 شهید كلاهدوزان از نگاه شهید صیاد شیرازی: « تقوا بالاترین ویژگی این رزمنده اسلام بود».

 

 آیت الله محی الدین حائری: «شهید كلاهدوزان فردی بود كه می دانست سپاهی یعنی چه و این خودش یك فضیلت بزرگ است كه شخصی بداند عضو امام است و بداند كه خود سپاه بازوی ولایت فقیه است».

 

سردار رحیم صفوی: «برای شهید كلاهدوزان آنچه مطرح بود خدا بود، انقلاب و كار كردن برای خدا و انقلاب» .

 

پیام دختر شهید؛ «شهید مجتبی کلاهدوزان از جمله جانبازان راه خدا بود. مجتبی برای من تنها یک پدر نبود که یک استاد بود استادی بزرگ که روحش وسعت آسمانها را فرا گرفت. او در خانه استاد بود در مدرسه معلم و در سپاه فرمانده و در جبهه سرباز و در پشت جبهه مدیری لایق...».

 

فرازی از وصیت نامه شهید؛

« ... برادران پاسدار، عزیزانم مواظب باشید لباس شما و منزلگاه شما را شیطان رویش سرمایه گذاری های زیاد می كند. در خطر بزرگی هستید با سلاح و تقوا با آن مقابله كنید. نكند شما را علقه ها و علاقه های دنیا فریب دهد و ایثار و روحیه شهادت طلبی را از شما دور كند كه بد عذاب و مصیبتی است [...]. خود را بدهكار سپاه و انقلاب و اسلام بدانید و در رفع بدهی خود كوشا باشید و در این راه از خدا اعانت بخواهید[...] سخن دوم با برادران معلم و همكار، برادرانم! كاری بس بزرگ و حساسی را به عهده گرفتید. كار پیامبران و انبیاء می باشد... سعی كنید  با صبر و حوصله و تقوا و با معلومات سر كلاس ها حاضر شوید. »

 

سیره اخلاقی؛

اهل نماز شب و تهجد بود. در مدیریت بسیار صبور و سعه صدر داشت. نظم و انضباط بالایی در کارها و اداره جلسات داشت. هوشمندی و دقت وی در امور اجتماعی و سیاسی و مدیریتی زبانزد بود. وی به خوبی ستاد سپاه دوم را اداره می کرد. به گونه ای که لیاقت و شایستگی وی سبب شد تا به عنوان فرمانده سپاه منطقه 9 فارس انتخاب شود. در فارس مدیریت او سبب شد تا سپاه با ارتباط بیشتری با روحانیت منطقه پیدا کند و هماهنگی میان یگانهای نظامی و انتظامی بیشتر گردید. هیچ گاه مشکلات کار و ناراحتی های بیرون را به خانه نمی آورد. همیشه ساده غذا می خورد و ساده لباس می پوشید، به رعایت بیت المال بسیار دقت داشت و از غیبت و دروغ و تهمت پرهیز می کرد و همیشه باوضو بود و سحرخیز و به نماز شب علاقمند بود و در امور اداری اهل تشریفات و سفره رنگین نبود. در یکی از روزهای ماه رمضان، کادر سپاه منطقه را برای افطاری دعوت کرد. خودش به اتفاق همسرش در خانه کباب کوبیده پخته بود. پس از نماز مغرب و عشا سفره را انداخت و همه را دعوت کرد؛ ولی مدتی گذشت تا خودش آمد، علت دیر آمدنش آن بود که برای همسایه ها افطاری می برد؛ زیرا بوی کباب را فهمیده بودند.