شهید علی کمالی اندانی

شهید علی کمالی اندانی

شهرت :

کمالی
تاریخ وفات :
1341/02/01
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

 زندگینامه:

فرزند احمد و مادرش همدم در تاریخ1/2/1341ش در محله اندوان خمینی شهر در خانواده ای پرشمار و مذهبی و متدین به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در این  شهر و در مدرسه دهقان گذراند. سپس در سال 1353ش به اتفاق خانواده خود به اصفهان مهاجرت کردند و در محله آفاران ساکن شدند. تحصیلات راهنمایی خود را در همین محله گذراند و دوره متوسطه را تا مقطع دیپلم در رشته اتومکانیک در هنرستان شماره یک (ابوذر) ادامه داد.

با شروع حوادث انقلاب اسلامی علی در راهپیمائیها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی فعالیت داشت و شب ها نیز بر پشت بام می رفت و با بلندگو الله اکبر می گفت به همین جهت یکبار مأموران حکومت نظامی تا پشت درخانة آنها برای دستگیری وی آمدند ولی موفق به دستگیری وی نشدند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و با آغاز جنگ تحمیلی در جبهه حضور یافت. سپس به عضویت واحد اطلاعات استادن اصفهان درآمد و از مسؤولین اداره اطلاعات شهر اصفهان بود. وی با تلاش و کوشش بسیار در شناسایی و دستگیری گروهکها و مبارزه با ضدانقلاب فعالیت می کرد. علی با شهید عباس بابایی فرمانده پایگاه هشتم شکاری، به واسطه مسائل امنیتی مراوده بسیار نزدیکی داشت و گاهی با او به عملیات می رفت. شهید بابایی بارها به منزل آنها رفت و آمد داشت.

با وجود مسؤولیتش در اداره اطلاعات شهر اصفهان هرگاه متوجه می شد که عملیات در پیش است خود را به مناطق جنگی می رساند و در خط مقدم و با نیروهای خط شکن و با آرپی جی به شکار تانکهای دشمن می رفت. علی مدتی نیز معاون یکی از قرارگاههای اطلاعات غرب کشور بود. وی هرگاه به لشکر امام حسین علیه السلام می آمد با اطلاعات عملیات لشکر همکاری می کرد.

 علی در عملیات ثامن الائمه و شکست حصرآبادان، طریق القدس و آزادسازی بستان، بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر، رمضان، بدر، کربلا5 و والفجر10 حضوری فعال داشت. علی پیش از عملیات کربلای10 یک بار بشدت مجروح شد و او را به بیمارستان راه آهن تهران منتقل کردند، سپس برادرش او را به بیمارستان امین اصفهان منتقل کرد و یک ماه در بیمارستان بستری بود.

 

وی پیش از ازدواج در خواب شهید رضا بخشی( برادر همسرشان) را می بیند. از او سؤال می کند من باید چکار کنم تا شهید شوم و پرونده من چه چیزی کم دارد که هنوز گرفتار دنیا هستم، شهید بخشی پاسخ داده بود دو تا حوله. علی خواب را برای حجت الاسلام صدیقین که در تعبیر خواب در اصفهان مشهور بودند تعریف می کند و وی می گوید:«بروید ازدواج کنید». وی خواب را برای خواهرش تعریف می کند و خواهرش به خواستگاری خواهر شهید بخشی می رود و در همان جلسه اول با خانواده آنها به توافق می رسند و علی در سال 1366ش چند ماه پیش از شهادتش ازدواج کرد که خطبه عقد آنها را رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی خواندند.

وی در عملیات والفجر10 به منطقه عملیاتی غرب رفت و مسؤولیت اطلاعاتی منطقه را برعهده گرفت. وی با اجازه مسؤولین اطلاعات شب عملیات با نیروهای خط شکن و فاتح پاسگاههای عراقی همراهی کرد و از اینکه با نیروهای خط شکن بود اظهار خوشحالی می کرد که پس از مدتی کار اطلاعاتی و مبارزه با گروهکها، این بار در منطقه جنگی مشغول فعالیت شده است.

شهادت:

 سرانجام وی در عملیات والفجر10 در حلبچه در 23/12/1366ش در شاخ شمیران عراق همراه با نیروهای خط شکن در حال حمله به یکی از پاسگاههای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان در قطعه کربلای10، ردیف5 و شمارة30 به خاک سپرده شد.

خصوصیات اخلاقی شهید؛

 جوانی رشید، شجاع، ایثارگر و از جان گذشته بود و خصوصیات اخلاقی وی مورد تأئید همه همرزمانش بود. وی به ورزش و بویژه فوتبال علاقه بسیار داشت. علی در زمینه امر به معروف و نهی از منکر حضور فعال داشت و به این اصل اعتقادی اهمیت بسیار می داد.


مشروح زندگی نامه

 زندگینامه:

فرزند احمد و مادرش همدم در تاریخ1/2/1341ش در محله اندوان خمینی شهر در خانواده ای پرشمار و مذهبی و متدین به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در این  شهر و در مدرسه دهقان گذراند. سپس در سال 1353ش به اتفاق خانواده خود به اصفهان مهاجرت کردند و در محله آفاران ساکن شدند. تحصیلات راهنمایی خود را در همین محله گذراند و دوره متوسطه را تا مقطع دیپلم در رشته اتومکانیک در هنرستان شماره یک (ابوذر) ادامه داد.

با شروع حوادث انقلاب اسلامی علی در راهپیمائیها و تظاهرات علیه رژیم پهلوی فعالیت داشت و شب ها نیز بر پشت بام می رفت و با بلندگو الله اکبر می گفت به همین جهت یکبار مأموران حکومت نظامی تا پشت درخانة آنها برای دستگیری وی آمدند ولی موفق به دستگیری وی نشدند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و با آغاز جنگ تحمیلی در جبهه حضور یافت. سپس به عضویت واحد اطلاعات استادن اصفهان درآمد و از مسؤولین اداره اطلاعات شهر اصفهان بود. وی با تلاش و کوشش بسیار در شناسایی و دستگیری گروهکها و مبارزه با ضدانقلاب فعالیت می کرد. علی با شهید عباس بابایی فرمانده پایگاه هشتم شکاری، به واسطه مسائل امنیتی مراوده بسیار نزدیکی داشت و گاهی با او به عملیات می رفت. شهید بابایی بارها به منزل آنها رفت و آمد داشت.

با وجود مسؤولیتش در اداره اطلاعات شهر اصفهان هرگاه متوجه می شد که عملیات در پیش است خود را به مناطق جنگی می رساند و در خط مقدم و با نیروهای خط شکن و با آرپی جی به شکار تانکهای دشمن می رفت. علی مدتی نیز معاون یکی از قرارگاههای اطلاعات غرب کشور بود. وی هرگاه به لشکر امام حسین علیه السلام می آمد با اطلاعات عملیات لشکر همکاری می کرد.

 علی در عملیات ثامن الائمه و شکست حصرآبادان، طریق القدس و آزادسازی بستان، بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر، رمضان، بدر، کربلا5 و والفجر10 حضوری فعال داشت. علی پیش از عملیات کربلای10 یک بار بشدت مجروح شد و او را به بیمارستان راه آهن تهران منتقل کردند، سپس برادرش او را به بیمارستان امین اصفهان منتقل کرد و یک ماه در بیمارستان بستری بود.

 

وی پیش از ازدواج در خواب شهید رضا بخشی( برادر همسرشان) را می بیند. از او سؤال می کند من باید چکار کنم تا شهید شوم و پرونده من چه چیزی کم دارد که هنوز گرفتار دنیا هستم، شهید بخشی پاسخ داده بود دو تا حوله. علی خواب را برای حجت الاسلام صدیقین که در تعبیر خواب در اصفهان مشهور بودند تعریف می کند و وی می گوید:«بروید ازدواج کنید». وی خواب را برای خواهرش تعریف می کند و خواهرش به خواستگاری خواهر شهید بخشی می رود و در همان جلسه اول با خانواده آنها به توافق می رسند و علی در سال 1366ش چند ماه پیش از شهادتش ازدواج کرد که خطبه عقد آنها را رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی خواندند.

وی در عملیات والفجر10 به منطقه عملیاتی غرب رفت و مسؤولیت اطلاعاتی منطقه را برعهده گرفت. وی با اجازه مسؤولین اطلاعات شب عملیات با نیروهای خط شکن و فاتح پاسگاههای عراقی همراهی کرد و از اینکه با نیروهای خط شکن بود اظهار خوشحالی می کرد که پس از مدتی کار اطلاعاتی و مبارزه با گروهکها، این بار در منطقه جنگی مشغول فعالیت شده است.

شهادت:

 سرانجام وی در عملیات والفجر10 در حلبچه در 23/12/1366ش در شاخ شمیران عراق همراه با نیروهای خط شکن در حال حمله به یکی از پاسگاههای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در گلستان شهدای اصفهان در قطعه کربلای10، ردیف5 و شمارة30 به خاک سپرده شد.

خصوصیات اخلاقی شهید؛

 جوانی رشید، شجاع، ایثارگر و از جان گذشته بود و خصوصیات اخلاقی وی مورد تأئید همه همرزمانش بود. وی به ورزش و بویژه فوتبال علاقه بسیار داشت. علی در زمینه امر به معروف و نهی از منکر حضور فعال داشت و به این اصل اعتقادی اهمیت بسیار می داد.