شهید محمدمهدی سالک

شهید محمدمهدی سالک

شهرت :

شهید محمدمهدی سالک
تاریخ وفات :
1361/02/10
مزار :
تکیه شهدا
زمینه فعالیت :
دفاع مقدس

فرزند حاج شیخ محمود معروف به شیخ زاهد در سال 1333ش در محله خواجوی اصفهان به دنیا آمد.

پدر وی از مبارزین ملی شدن صنعت نفت و تکیه گاه آیت الله کاشانی در اصفهان بود. چنانکه مخاطب بیش از پنجاه نامه از آیت الله کاشانی اوست. این نامه ها در پی حمله ساواک برای دستگیری شیخ احمد همه از میان رفت. در سن سیزده سالگی پدرش را از دست داد و در سایه مادرش پرورش یافت.

با وجود زندگی فقیرانه و بدون پدر و با وجود مشکلاتی که قبل و بعد از انقلاب برای آنها پیش آمد، هیچگاه احساس خستگی و ناراحتی نکرد و در کنار مادرش بود.

 در دوران انقلاب اسلامی، برادرش احمد از مبارزانی بود که ساواک طی سالهای 1352 تا 1357 وی را چندین بار دستگیر و شکنجه و زندانی کرد. لذا او روحیه مبارزه جویی را از پدر و مادر و برادر به خوبی آموخت و با بینش و آگاهی راه خود را انتخاب کرد و علاوه بر تحصیل و مسؤولیتهایش در زندگی، مبارزه با رژیم پهلوی را نیز آغاز کرد و حتی در دوران سربازی نیز دست از مبارزه برنداشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی در کمیته دفاع شهری و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اصفهان به فعالیت پرداخت و مدتی نیز فرمانده سپاه شاهین شهر بود. با شروع جنگ تحمیلی هر چه به او پیشنهاد مسؤولیت دادند، قبول نکرد و چند روزی در خانه ماند و بعد به عنوان یک نیروی ساده عازم جبهه شد.

شهادت:

 وی در عملیات های مختلف شرکت می کرد و سرانجام در عملیات بیت المقدس به تاریخ 10/2/61 به شهادت رسید و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه بیت المقدس1، ردیف15، شماره37 به خاك سپرده شد.

فرازی از وصیتنامه شهید؛

«برای رشد معنویت و خودسازی که نهایت آن لقاء پروردگار است باید به حلال و حرام خدا تا قیامت توجه کرد و در تطبیق زندگی با آن تلاش نمود و از طرفی با تمسک به تلاوت قرآن و فهم آن و عمل به آن باید تلاش کرد که انجام تمام اعمال را حول محور ولایت فقیه قرار دهیم. دشمن دور تا دور ما را می گردد تا ما را منحرف کند و از مسیر اصلی که همان اسلام است باز دارد. پس دعا کنید همیشه پیروز باشد.»

 ویژگیهای شهید؛

 برای خطبه ازدواج، همسرش دوست داشت، خطبه عقد آنها را امام خمینی بخواند ولی مهدی در جواب او گفت امام مال یک میلیارد مسلمان است و تو حاضری روز قیامت بگی من 5دقیقه وقت امام را برای کار شخصی گرفتم! همچنین وی اول زندگی چهل هزار تومان پس انداز داشت و به همسرش گفت میخواهی یک جهیزیه برای یک بنده خدا تهیه کنیم، راضی شد و بدون اینکه کسی متوجه شود این کار را انجام داد.

 اهل شوخی بود و همیشه به شوخی می گفت «من یک گلوله بسمه. من چیز زیادی نمی خوام. توپ و خمپاره و اینها را حالش روندارم. فقط یک گلوله از خدا خواسته ام و با یک گلوله وسط پیشانی اش به شهادت رسید و آرزوی وی اجابت شد».   


مشروح زندگی نامه

فرزند حاج شیخ محمود معروف به شیخ زاهد در سال 1333ش در محله خواجوی اصفهان به دنیا آمد.

پدر وی از مبارزین ملی شدن صنعت نفت و تکیه گاه آیت الله کاشانی در اصفهان بود. چنانکه مخاطب بیش از پنجاه نامه از آیت الله کاشانی اوست. این نامه ها در پی حمله ساواک برای دستگیری شیخ احمد همه از میان رفت. در سن سیزده سالگی پدرش را از دست داد و در سایه مادرش پرورش یافت.

با وجود زندگی فقیرانه و بدون پدر و با وجود مشکلاتی که قبل و بعد از انقلاب برای آنها پیش آمد، هیچگاه احساس خستگی و ناراحتی نکرد و در کنار مادرش بود.

 در دوران انقلاب اسلامی، برادرش احمد از مبارزانی بود که ساواک طی سالهای 1352 تا 1357 وی را چندین بار دستگیر و شکنجه و زندانی کرد. لذا او روحیه مبارزه جویی را از پدر و مادر و برادر به خوبی آموخت و با بینش و آگاهی راه خود را انتخاب کرد و علاوه بر تحصیل و مسؤولیتهایش در زندگی، مبارزه با رژیم پهلوی را نیز آغاز کرد و حتی در دوران سربازی نیز دست از مبارزه برنداشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی در کمیته دفاع شهری و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اصفهان به فعالیت پرداخت و مدتی نیز فرمانده سپاه شاهین شهر بود. با شروع جنگ تحمیلی هر چه به او پیشنهاد مسؤولیت دادند، قبول نکرد و چند روزی در خانه ماند و بعد به عنوان یک نیروی ساده عازم جبهه شد.

شهادت:

 وی در عملیات های مختلف شرکت می کرد و سرانجام در عملیات بیت المقدس به تاریخ 10/2/61 به شهادت رسید و در گلستان شهدای اصفهان، قطعه بیت المقدس1، ردیف15، شماره37 به خاك سپرده شد.

فرازی از وصیتنامه شهید؛

«برای رشد معنویت و خودسازی که نهایت آن لقاء پروردگار است باید به حلال و حرام خدا تا قیامت توجه کرد و در تطبیق زندگی با آن تلاش نمود و از طرفی با تمسک به تلاوت قرآن و فهم آن و عمل به آن باید تلاش کرد که انجام تمام اعمال را حول محور ولایت فقیه قرار دهیم. دشمن دور تا دور ما را می گردد تا ما را منحرف کند و از مسیر اصلی که همان اسلام است باز دارد. پس دعا کنید همیشه پیروز باشد.»

 ویژگیهای شهید؛

 برای خطبه ازدواج، همسرش دوست داشت، خطبه عقد آنها را امام خمینی بخواند ولی مهدی در جواب او گفت امام مال یک میلیارد مسلمان است و تو حاضری روز قیامت بگی من 5دقیقه وقت امام را برای کار شخصی گرفتم! همچنین وی اول زندگی چهل هزار تومان پس انداز داشت و به همسرش گفت میخواهی یک جهیزیه برای یک بنده خدا تهیه کنیم، راضی شد و بدون اینکه کسی متوجه شود این کار را انجام داد.

 اهل شوخی بود و همیشه به شوخی می گفت «من یک گلوله بسمه. من چیز زیادی نمی خوام. توپ و خمپاره و اینها را حالش روندارم. فقط یک گلوله از خدا خواسته ام و با یک گلوله وسط پیشانی اش به شهادت رسید و آرزوی وی اجابت شد».